المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

174

مروج الذهب ( فارسى )

ذكر آن گذشت و خليج قسطنطنيه بدان پيوسته است و طرابزنده نيز بر اين درياست و آن شهريست بساحل دريا كه بازارهاى سالانه دارد و بسيارى از اقوام از مسلمان و روم و ارمن و ديگران از ديار كشك براى تجارت بدانجا روند و چون نوشيروان شهر معروف به باب و ابواب را با حصار در خشكى و دريا و كوه بساخت بسيارى از اقوام و ملوك را در آنجا سكونت داد و مرتبهء هر يك معين كرد و هر قوم را بنام و نشان خاص خواند و حدود آن را معلوم كرد همانند اردشير پسر بابك كه ملوك خراسان را مرتب كرده بود . از جمله ملوك كه انوشيروان در اين نواحى مجاور اسلام از ديار بردعه تعيين كرده است شاهى شروان نام است و مملكتش نام از او گرفته و گويند شروانشاه و هر كه بر اين ناحيه پادشاهى كند شروان نام يابد و اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دوم مملكت او نزديك بيك ماه راه است زيرا به جاهاى تازه كه انوشيروان به دو نداده بود دست انداخته و جزو ملك خود كرده است و هم در اين تاريخ ، و خدا بهتر داند ، پادشاه آنجا مسلمانى بنام محمد بن يزيد است كه از فرزندان بهرام گور است و در نسب وى خلاف نيست ، پادشاه سرير نيز از فرزندان بهرام گور است و هم در اين تاريخ فرمانرواى خراسان از فرزندان اسماعيل بن احمد است كه اسماعيل از فرزندان بهرام گور بوده است و در آنچه گفتيم و شهرت نسب آنها كه گفتيم خلاف نيست . همين محمد بن يزيد كه شروان است شهر باب و ابواب را نيز بملك خود افزوده است و اين از پس مرگ داماد وى بود كه عبد الملك بن هشام نام داشت و مردى از انصار بود و فرمانروايى باب و ابواب داشت و از صدر تاريخ كه مسلمة بن عبد الملك و ديگر اميران اسلام به اين ديار آمده‌اند اينان در آنجا سكونت داشته‌اند . مجاور مملكت شروان مملكت ديگرى از جبل قبخ است كه ايران نام دارد و پادشاه آنجا را ايرانشاه نامند و هم اكنون شروانشاه بر اين مملكت و بر مملكت ديگر بنام مملكت موقانى نيز تسلط يافته است و تكيهء مملكت او بر مملكت